First Professional Website For Epidemiology In IRAN
 اندازه ها و اندازه گيري ها در اپيدميولوژي

اندازه ها و اندازه گيري ها در اپيدميولوژي

اپيدميولوژي به تعبيري علم كميّت هاست و با اندازه ها و اندازه گيري هاي مرتبط با سلامت و بيماري در جمعيت ها و گروه هاي انساني، سروكار دارد. داده ها در واقع به مثابه آجرهايي هستند كه بناي مطالعات اپيدميولوژي را بالا مي‌برند. اطلاعات مورد نياز در اپيدميولوژي، ممكن است كيفي (اسمي يا رتبه اي)، يا كمّي (پيوسته يا گسسته) باشند. اندازه گيري با دقت و تبديل اندازه ها به شاخص ها و معيار هاي مناسب موجب افزايش درك ما از اين داد ها خواهد بود. دقت در سنجش ها، استاندارد كردن اندازه گيري ها و روش هاي سنجش و به حداقل رسانيدن خطاهاي اندازه گيري، قابليت مقايسه داده ها را بيشتر مي‌كند. سيماي داده ها ممكن است به صورت نمايش فراواني، شدّت يا وخامت بيماري ها، طول دوره بيماري ها، دوره پنهان بيماري و مانند اينها باشد. بنابراين در زمان روش جمع‌آوري يا ارائه داده ها مي‌بايد به اين نكات توجه شود. براي مثال با استفاده از يك مطالعه مقطعي نمي‌توان داده هاي مربوط به بيماري هايي كه طول دوره كوتاهي دارند را به خوبي جمع‌آوري و تفسير كرد.

بنابراين ثبت داده هاي مربوط به اندازه ها در اپيدميولوژي، مي‌بايد ساده و در عين حال درست، قابل استفاده براي منظورهايي كه جمع‌آوري آنها را ايجاب كرده است، براساس تعاريف استاندارد و عمليّاتي، همراه با آموزش مناسب و كافي افرادي كه داده ها را جمع‌آوري مي‌كنند، قابل انتشار و ارائه به صورت مستمر به همراه پس خوراند (در صورت نياز)، و قابل پايش براي تكميل‌تر شدن و دقيق‌تر بودن باشد.    

مهم‌ترين اندازه گيري ها در اپيدميولوژي

  • اندازه گيري مرگ
  • اندازه گيري ابتلا
  • اندازه گيري ناتواني
  • اندازه گيري مواليد
  • اندازه گيري حضور، عدم حضور، يا توزيع عوامل مرتبط يا قابل انتساب به بيماري
  • اندازه گيري نيازهاي درماني، مراقبت هاي بهداشتي، مصارف خدمات بهداشتي و ساير عوامل مرتبط با سلامتي
  • اندازه گيري حضور، عدم حضور، يا توزيع عوامل محيطي و ساير عواملي كه در عليّت بيماري، موثرند
  • اندازه گيري متغيّرهاي جمعيت‌شناختي

 براي ارزش دادن به اندازه هاي خام اپيدميولوژيك بايد آنها را به صورت نسبت ها يا ميزان هايي درآورد تا بتوان درك صحيح‌تري از آنها به دست آورد. براي مثال اگر به ما بگويند كه در شهر الف، 100 مورد از يك بيماري و در شهر ب. 200 مورد از همان بيماري رخ داده است، نمي‌توان چنين نتيجه گرفت كه بيماري در شهر ب دو برابر شايع تر از شهر الف است، زيرا براي مثال ممكن است جمعيّت شهر ب چهار برابر جمعيت شهر الف بوده در آن صورت نتيجه گيري كاملاً برعكس خواهد شد.

نسبت ها

از مهمترين اندازه هاي مهم در اپيدميولوژ ي نسبت ها هستند. نسبت (Ratio) مقداري است كه از تقسيم يك اندازه يا كميت بركميت ديگر به دست مي آيد. نسبت، يك واژه كلّي است كه ميزان، تناسب، درصد نيز از اجزاء آن هستند. تفاوت مهم بين نسبت و تناسب اين است كه تناسب صورت كسر در مخرج كسر ادغام شده است، در صورتي كه در نسبت اين حالت الزامي نيست. نسبت ها گاهي به صورت درصد بيان مي‌شوند (مثل نسبت ميرايي) و گاهي به صورت نسبت ميزان، كه عبارت از نسبت دو ميزان است (مانند نسبت ميزان يك رخداد در مواجهه يافته ها به نسبت ميزان همان رخداد در مواجهه نيافته ها).

همان گونه كه گفته شد نسبت تقسيم يك اندازه است به اندازه ديگر. نسبت هاي مهمي چون نسبت جنسي، نسبت سرباري، نسبت شانس، خطر نسبي و مانند اينها در اپيدميولوژي وجود دارند كه به شرح مختصري در باره هر كدام پرداخته مي‌شود.

 

ـ شانس و نسبت شانس (Odds & Odds Ratio):

از نسبت هاي مهم ديگر نسبت شانس مي‌باشد. نسبت شانس (Odds ratio) نسبت شانس در مواجهه يافته ها به شانس در مواجهه نيافته ها است. شانس يا بخت نيز احتمال رويداد يك واقعه به عدم رويداد آن واقعه است. شانس نسبت افرادي را گويند كه با يك عامل بيماري‌زا يا عامل خطرزا مواجه گرديده و بيمار شده اند به تعداد افرادي كه با همان عامل مواجه شده ولي بيمار نشده اند. نسبت شانس درواقع معادل نسبت شانس در مواجهه يافته ها به شانس در مواجهه نيافته ها است. نسبت شانس را مي‌توان در مطالعات مورد ـ شاهدي به دست آورد. براي مثال در جدول زير: “الف” تعداد جمعيت مواجهه يافته و بيمار شده، “ب” تعداد جمعيت مواجهه يافته و بيمار نشده، “ج” تعداد جمعيت مواجهه نيافته و بيمار شده، و  “د”  تعداد جمعيت مواجهه نيافته و بيمار نشده اند.

 

 

 

بيماري

 

 

 

+

-

 

مواجهه يافتگي

+

الف

ب

الف+ب

 

-

ج

د

ج+د

 

 

الف+ج

ب+د

 

 

بر اين اساس، شانس (Odds) در مواجهه يافته ها برابر ب/الف. و شانس در مواجهه نيافته ها برابر د/ج مي‌باشد. در اين صورت نسبت شانس، معادل نسبت اين دو و برابر با  الف  ضربدر  د  تقسيم بر  ب  ضربدر  ج خواهد شد. اگر نسبت شانس، برابر يك شود معناي آن اين است كه شانس رخداد بيماري در گروه مواجهه يافته برابر گروه مواجهه نيافته است و يا به تعبيري ديگر افراد چه با اين عامل خاص مواجه شوند و چه مواجه نشوند شانس يكساني براي بيمار شدن دارند.

هرچه مقدار به دست آمده براي نسبت شانس از يك بزرگتر باشد نشان دهنده افزايش بيشتر شانس رخداد بيماري در مواجهه با آن عامل در مقاسيه با عدم مواجهه است. بديهي است كه اگر مقدار نسبت شانس كمتر از يك باشد نشان دهنده اثر محافظتي مواجهه با آن عامل خواهد بود. زماني كه در مطالعات اپيدميولوژي و با استفاده از نمونه برداري، نسبت شانس را محاسبه مي‌كنيم لازم است 95 درصد حدود اطمينان براي نسبت شانس نيز محاسبه و گزارش شود. توضيحات بيشتر در قسمت كاربرد آمار در اپيدميولوژي ارائه خواهد شد.

 

ـ خطر نسبي (Relative risk)

خطر نسبي، نسبت خطر ابتلاء يا مرگ در مواجهه يافته ها به همان خطر در مواجهه نيافته ها است، به عبارتي ديگر، خطر نسبي عبارت از نسبت ميزان بروز (تجمعي) در گروه مواجهه يافته به نسبت بروز (تجمعي) بيماري در گروه مواجهه نيافته. خطر نسبي علاوه بر اين كه به ما مي‌گويد چقدر خطر بروز بيماري در مواجهه با يك عامل در مقايسه با فردي كه با آن عامل مواجهه نيافته وجود دارد، استحكام يك رابطه علّيّتي را نيز نشان مي‌دهد. با استفاده از جدول قسمت قبل خطر نسبي معادل:

 همانند ميزان بروز، خطر نسبي را نمي‌توان در يك مطالعه مقطعي اندازه گيري كرد. اگر مقدار خطر نسبي برابر يك شود معناي آن اين است كه احتمال بروز بيماري در گروه مواجهه يافته برابر گروه مواجهه نيافته است و يا به تعبيري ديگر افراد چه با اين عامل خاص مواجه شوند و چه مواجه نگردند احتمال يكساني براي بيمار شدن خواهند داشت. هرچه مقدار به دست آمده خطر نسبي از يك بزرگتر باشد نشان دهنده افزايش بيشتر احتمال بروز بيماري در مواجهه با آن عامل در مقايسه با عدم مواجهه، همين طور استحكام بيشتر رابطه آنها است. اگر مقدار خطر نسبي كمتر از يك باشد نشان دهنده اثر محافظتي مواجهه با آن عامل در بروز بيماري خواهد بود. زماني كه در مطالعات اپيدميولوژي و با استفاده از نمونه برداري خطر نسبي را محاسبه مي‌كنيم لازم است كه 95 درصد حدود اطمينان براي آن نيز محاسبه و گزارش كنيم. همانند قسمت قبل توضيحات بيشتر در قسمت كاربرد آمار در اپيدميولوژي، ارائه خواهد شد.

در مطالعات مورد ـ شاهدي نمي‌توان خطر نسبي را اندازه گيري كرد. امّا در صورتي كه شروط ذيل تامين  شود نسبت شانس مي‌تواند برآورد تقريبي مناسبي از خطر نسبي در جامعه باشد:

ü     زماني كه بيماري مورد نظر در مطالعه شيوع زيادي در جامعه نداشته باشد.

ü     هنگامي كه مورد هاي مطالعه شده از نظر سابقه مواجهه، نماينده واقعي كل افراد مبتلا به بيماري در جمعيت انتخاب شده باشند.

ü     زماني كه شاهد هاي مطالعه شده از نظر سابقه مواجهه، نماينده واقعي كل افراد غير بيمار در جمعيت انتخاب شده براي مطالعه باشند.

ـ  خطر منتسب (Attributable risk)

خطر منتسب نيز يك نسبت است و عبارت از  تفاضل ميزان بروز بيماري در گروه مواجهه يافته ها از ميزان بروز پيامد در گروه مواجهه نيافته هاست، مشروط بر اين كه علل ديگري به جز علّت تحت بررسي، اثرات مشابهي در دو گروه داشته باشند. خطر منتسب جمعيت (Attributable fraction risk in population) يا جزء منتسب جمعيت، نسبتي است كه اگر مواجهه از بين برود، ميزان بروز پيامد در كلّ جمعيت، كاهش پيدا مي‌كند. براي برآورد اين اندازه از روش زير استفاده مي‌شود:

 AFp  معادل جزء منتسب جمعيت، Ip ميزان بروز بيماري مورد نظر در كل جمعيت،

 و Iu نيز اندازه بروز بيماري در گروه مواجهه نيافته ها است.

ميزان ها

ميزان هاي مهم در اپيدميولوژي عمدتاً شامل 3 گروه ميزان هاي تولّد (birth rates) (مانند ميزان تولّد خام، يا ميزان مواليد)، ميزان هاي ابتلاء  (Morbidity rates)(مانند ميزان بروز، ميزان شيوع يا ميزان حمله بيماري)، و ميزان هاي مرگ (Mortality rates) (مانند ميزان مرگ خام، ميزان مرگ اختصاصي علّيّتي. ميزان مرگ مادران، ميزان كشندگي، سال هاي از دست رفته عمد، ميزان سهمي مرگ) مي‌باشد. اطلاعات مبسوط در خصوص هر كدام از اين ميزان ها و ساير ميزان هايي كه در بهداشت عمومي و يا خدمات بهداشتي درماني كاربرد دارند در ساير منابع مربوطه قابل مطالعه است. در اينجا به شرح مختصري در باره ميزان هاي مهم در اپيدميولوژي مي پردازيم:

 

ـ  ميزان تولّد خام (Crude birth rate)

اين اندازه برابر تعداد تولد هاي زنده در يك جمعيت معيّن و يك دوره زماني مشخص (مثلاً يك سال) تقسيم بر متوسط تعداد كل جمعيت ضربدر 1000 است. اندازه اين شاخص در كشور هاي مختلف متفاوت است اما، بخاطر خام بودن آن نمي‌تواند تصوير جامعي از وضع مواليد در جوامع مختلف ارائه دهد. براي مثال در سال 2005 ميلادي ميزان تولّد خام در جهان 2/21 در هزار (4/10 در هزار در كشورهاي توسعه يافته و 1/39 در هزار در كشورهاي درحال توسعه) بوده است. روند ميزان تولّد خام نيز در جهان طي دو دهه گذشته رو به كاهش بوده است، به طوري كه اين كاهش در كشورهاي در حال توسعه 9/12 درصد و در كشورهاي توسعه يافته 3/28 بوده است.

 

ـ  ميزان باروري (Fertility rate)

ميزان باروري به صورت ميزان باروري عمومي و ميزان كل باروري ارائه مي‌شود. ميزان باروري عمومي (General fertility rate) برابر تعداد سالانه تولد هاي زنده در يك جمعيت معيّن به ازاي هر يك هزار زن در سن باروري در آن جامعه است. زنان سن باروري را معمولاً زنان 15 تا 49 ساله و گاهي 15 تا 44 ساله در نظر مي‌گيرند. ميزان كل باروري (Total Fertility Rates) عبارت از متوسط تعداد نوزادان زنده به دنيا آمده از زنان يك جامعه دردوره باروري است. اين ميزان شامل مجموع ميزان هاي مواليد اختصاصي زنان (Age-specific fertility rate) در سنين مختلف دوره باروري آنها است. ميزان كل باروري در سال 2005 ميلادي كشورهاي در حال توسعه حدود 2 برابر اين ميزان در كشورهاي توسعه يافته بوده است. اين ميزان در سطح جهان حدود 5/2 محاسبه گرديده است. در صورتي كه ميزان مورد اشاره در جامعه اي كمتر از 1/2 باشد نشان دهنده روند كاهش رشد جمعيت و در صورتي كه بيشتر از اين مقدار باشد نشان دهنده روند رو به افزايش جمعيت در آن جامعه است. براي مثال اين ميزان در سال 2005 ميلادي، در ايتاليا 23/1  و در سومالي 25/7 و در ايران برابر 33/2 بوده است. 

 

ـ  ميزان بروز بيماري )Disease Incidence Rate(

اين ميزان برابر موارد جديد رخداد يك بيماري به ازاي جمعيّت در معرض خطر بيماري است كه در يك دوره زماني معيّن رخ مي‌دهد. كاربرد هاي اين ميزان در تعيين احتمال گسترش يك بيماري خاص در يك دوره زماني مشخص مثلاً يك سال، و جستجوي عوامل سبب‌ساز بيماري است. ميزان بروز را مي‌توان در مطالعات تحليلي به كار برد. اين ميزان اندازه اي است كه در مقايسه بين دو جامعه، كاربرد دارد و براي مطالعات مربوط به كنترل و پيشگيري، با اهميّت است. ميزان بروز براي بيماري هايي كه دوره كوتاهي دارند بيشتر كاربرد دارد.

ميزان بروز به دو نوع مشخص ميزان بروز تجمعيI.   Cumulative و تراكم بروز  I.  Density تقسيم مي‌شود:

ميزان بروز تجمعي تعداد يا نسبتي از يك گروه افراد است كه در يك فاصله زماني معيّن، آغاز يك بيماري را تجربه مي‌كنند. اما تراكم بروز معادل ميزان بروز شخص ـ زمان است. ميزان بروز شخص  ـ زمان مترادف تراكم بروز فاصله اي بوده، در واقع نوعي اندازه گيري ميزان بروز يك بيماري يا مرگ در يك جمعيت در معرض خطر است. اين اندازه معادل نسبت تعداد موارد بيماري يا مرگ است كه طي آن فاصله زماني رخ داده تقسيم بر تعداد واحد هاي شخص زمان در خطر در ابتداي همان فاصله زماني است. براي مثال اگر شخصي تنها پس از يك سال بيماري از مطالعه خارج شود معادل يك شخص ـ سال و اگر پس از 10 سال بيماري از مطالعه خارج شود معادل 10 شخص ـ سال محاسبه مي‌شود. از شاخص ميزان بروز شخص ـ زمان بيشتر براي تعيين بروز بيماري در دوره هاي طولاني و متغير استفاده مي‌شود.جدول زير مقايسه ميزان بروز بر مبناي شخص (بروز تجمعي) و بروز بر مبناي شخص ـ زمان (تراكم بروز) را نشان مي‌دهد.

بايد توجه داشت كه ميزان خطر (Risk) نيز كه گاه با ميزان بروز تجمعي معادل يكديگر گرفته مي‌شود تفاوت هايي با اين اندازه دارد. اولاً خطر احتمال رويداد ابتلاء يا مرگ در يك فرد در يك محدوده زماني يا سنّي از پيش تعيين شده است. دوّم آن كه خطر، برخلاف ميزان بروز كه واحد آن شخص ـ زمان است، واحد ندارد. سوّم آن كه در سنجش خطر، احتمال بروز بيماري اندازه گيري مي‌شود، ولي ميزان بروز، سرعت رويداد بيماري را مي‌سنجد.

جدول 1 ـ مقايسه ميزان بروز بر مبناي شخص (بروز تجمعي) و بروز بر مبناي شخص ـ زمان (تراكم بروز)

 بروز بر مبناي شخص ـ زمان (تراكم بروز)

بروز بر مبناي شخص (بروز تجمعي)

- اندازه به دست آمده مي‌تواند بين صفر تا بي نهايت باشد.

- اندازه به دست آمده بين صفر تا يك است.

- مقدار خطر مطلق را ارائه نمي‌دهد (براي مثال مي‌گويد 50 مورد در 1000 شخص ـ سال بيماري)

- خطر مطلق را اندازه گيري مي‌كند. (براي مثال 50 مورد در 1000 نفر مساوي 5 درصد)

- مي‌توان از آن در محاسبه خطر نسبي مستقيماً استفاده كرد.

- مي‌توان از آن در محاسبه خطر نسبي مستقيماً استفاده كرد.

-  براساس برآورد جمعيت قابل محاسبه نيست.

- براساس برآورد جمعيت (مانند آمار سرشماري) قابل محاسبه است.

- هم از طريق مطالعه همگروهي و هم زمان هاي پراكنده قابل محاسبه است. (در واقع افراد در چند دوره زماني پراكنده در مطالعه وارد مي‌شوند)

- مستقيماً از طريق مطالعات همگروهي كه تمام افراد مورد مطالعه در همان زمان درگير مطالعه هستند قابل محاسبه است.

 

ـ  ميزان شيوع بيماري (Disease Prevalence Rate)

ميزان شيوع عبارت از تعداد موارد موجود بيماري در يك جمعيت در معرض خطر است، كه مي‌تواند به صورت شيوع لحظه اي (Point prevalence)  (شيوع در يك نقطه  يا لحظه زماني معيّن)، شيوع دوره اي(Period prevalence)  (شيوع در يك دوره زماني معيّن) و يا شيوع  تمامي عمر  (Lifetime prevalence) (نسبت كساني كه بيماري را در كل طول عمر خود داشته اند به جمعيت در معرض خطر در شروع آن دوره زماني) باشد. كاربرد هاي ميزان شيوع در اندازه گيري حجم بيماري در جامعه، و تعيين نياز هاي مربوط به مراقبت هاي بهداشتي در جامعه است.

براي مثال در پاسخ به سوالات زير اندازه هاي مختلفي از ميزان هاي شيوع قابل اندازه گيري است:
  • آيا در حال حاضر مبتلا به كمر درد هستيد: (شيوع لحظه اي)
  • آيا در سال گذشته هرگز كمردرد داشته ايد؟ (شيوع دوره اي)
  • آيا در طول زندگي خود هميشه كمر درد داشته ايد؟ (شيوع تمامي عمر)

 

اطلاعات مورد نياز براي محاسبه ميزان هاي بروز و شيوع:

  • اطلاعات مربوط به وضعيت سلامت افراد
  • تعريف دقيق مورد بيماري
  • تعداد دقيق افرادي كه به بيماري مبتلا شده اند (Numerator).
  • تعداد افراد در معرض خطر بيماري (Denominator)
  • دوره زماني مشاهده بيماري يا زمان انجام اندازه گيري

 

برخي نكات مهم ميزان شيوع و ميزان بروز بيماري:

·        ميزان هاي بروز و شيوع از اندازه هاي بسيار مهم در اپيدميولوژي محسوب مي‌شوند.

·        در ميزان بروز  افرادي كه قبلا بيمار نبوده اند ولي در يك دوره زماني خاص به بيماري مبتلا شده اند اندازه گيري مي‌شود، ولي در ميزان شيوع نسبت تعدادي كه در يك جمعيت بيمار هستند اندازه گيري مي‌شود. به تعبيري بروز معادل موارد جديد و شيوع معادل موارد قديم و جديد  (همه موارد) بيماري است.

·        منظور از يك دوره زماني ممكن است يك سال، يك دوره زماني معيّن، يا يك لحظه زماني باشد.  

·        شيوع محصول مجموع موارد بروز در دوره هاي زماني گذشته است كه هنوز به بيماري مبتلا هستند.

·        اندازه گيري ميزان شيوع آسانتر و ارزان تر از ميزان بروز است.

·        در اندازه گيري ميزان بروز ابتدا بايد جمعيتي را مشخص كرد، آنها را در يك دوره زماني معيّن تعقيب (پيگيري) نمود تا موارد بروز آشكار شوند.

·        با استفاده از ميزان هاي بروز و شيوع مي‌توان متوسط مدّت بيماري را نيز تعيين كرد. در واقع متوسط مدّت بيماري  معادل نسبت ميزان شيوع تقسيم بر ميزان بروز همان بيماري است. به عبارت ديگر ميزان شيوع بيماري معادل حاصل ضرب ميزان بروز بيماري در متوسط مدّت بيماري است. 

 ميزان حمله بيماري )Disease Attack Rate(

ميزان حمله بيماري شامل تعداد موارد جديد يك بيماري مشخص در يك جمعيّت در معرض خطر است كه به صورت درصد بيان مي‌شود. در واقع اين ميزان برابر بروز تجمعي عفونت در گروهي است كه در يك دوره براي مثال در خلال همه گيري مشاهده مي‌شود. اين ميزان را مي‌توان با شناسايي موارد باليني يا سرواپيدميولوژي تعيين نمود. در اين ميزان معمولاً بُعد زماني مشخص نيست. اندازه گيري اين ميزان در تاييد وجود همه گيري ها بسيار با اهميّت است.

ميزان بقا (Survival rate)

            اين ميزان، عبارت از تعداد بازماندگان از يك بيماري در طي يك دوره زماني (براي مثال، يك دوره 5 ساله) به كل مبتلايان در همان دوره زماني است. از اين ميزان، عمداً براي ارزيابي استانداردهاي مربوط به روش هاي درماني، استفاده مي‌شود. اين زمان معمولاً از تاريخ تشخيص بيماري يا شروع درمان محاسبه مي‌شود و به خصوص در درمان هاي مربوط به سرطان ها از آن استفاده گردد. بنابراين ميزان بقا عبارت است از تعداد بيماران زنده از يك بيماري پس از 5 سال، تقسيم بر تعداد كل بيماران تشخيص داده شده يا تحت درمان ضربدر 100.

 اندازه گيري مواجهه يافتگي

در بسياري از فعاليت هاي اپيدميولوژي نياز به تعيين مواجهه يافتگي افراد يا گروههاي جمعيتي با عامل يا عوامل بيماري‌زا يا خطرزا وجود دارد. براي مثال گاه لازم است بدانيم كه آيا آنها كه با سرب سروكار دارند بيشتر دچار كم خوني مي‌شوند؟ براي يافتن پاسخ بايد وضعيت مواجهه يافتگي با سرب بررسي شود. مواجهه يافتگي ها به سه صورت دوتايي (Dicotamous)، پيوسته (Continious)، و رتبه اي (Ranked طبقه بندي مي‌شوند. اغلب مواجهه يافتگي ها به صورت دوتايي است (مانند فرد سيگار مي‌كشد يا نمي‌كشد، با سرب سرو كار دارد يا ندارد). در مواجهه يافتگي رتبه ايكه بيشتر براي فعاليت هاي افراد، يا مواجهه يافتگي هاي شغلي به كار مي‌رود، مواجهه يافتگي به صورت دقيق‌تري بررسي مي‌شود. براي مثال فرد خود سيگار مي‌كشد، در معرض دود سيگار ديگران است، و سيگار نمي‌كشد، و يا مواجهه با مقادير بسيار زياد سرب، مقادير متوسط سرب، مقادير كم سرب، و عدم مواجهه با سرب (كه البته براي هركدام از اين گروه ها تعريف عملياتي معيّني وجود خواهد داشت). مواجهه يافتگي پيوسته باز جزئيات بيشتري در باره مواجهه يافتگي را بررسي مي‌كند. براي مثال مصرف روزانه صفر تاn  سيگار در روز، مواجهه با صفر تاn  ميكروگرم سرب در روز و مانند اينها. مواجهه با عوامل مختلف را همچنين ممكن است براساس الگوهاي آماري  يا استفاده از معيار هاي استاندارد دسته بندي كرد. براي مثال مواجهه با سرب را  براساس يك سوّم تحتاني داده ها، يك سوّم مياني، و يك سوّم بالايي به سه گروه طبقه بندي نمود، و يا براساس معيار هاي استاندارد (مقادير مجاز مواجهه) طبقه بندي را انجام داد. زماني كه اطلاعات مربوط به مواجهه يافتگي را جمع‌آوري مي‌كنيم نيز مي‌بايد براساس استاندارد هاي مدون استناد كرد.

 

اطلاعات مربوط به مواجهه يافتگي معمولاً شامل موارد زير است:

  • شدت يا قدرت (Intensity): سطح يا حجم مواجهه با عامل بيماري‌زا يا عامل خطرزا
  • طول دوره مواجهه يافتگي (Duration):  مدّت زماني كه مواجهه رخ داده است
  • نمودار مواجهه (Profile): اين كه آيا مواجهه به صورت مستمر و يكنواخت، و يا با نوسان با دوره مواجهه و عدم مواجهه رخ داده است.
  • دوره زماني (Time period): دوره بيولوژيك مرتبط با مواجهه
  • تاثير عوامل محيطي كه مي‌تواند بر نقش عامل مواجهه تاثير مضاعفي بگذارند.

ابزارهاي مورد استفاده براي جمع‌آوري اطلاعات مربوط به مواجهه يافتگي نيز متنوع و شامل مواردي چون مصاحبه، استفاده از پرسشنامه، مدارك و اسناد بهداشتي ـ درماني، اندازه گيري مستقيم عوامل محيطي، اندازه گيري شاخص هاي بيولوژيك كه تحت تاثير مواجهه بوده اند، مي‌باشد. 

 

بر گرفته از کتاب جامع بهداشت عمومی.دکتر حسین حاتمی

 

|+| نوشته شده توسط مدیران وبسایت پنجشنبه 19 خرداد1384  |
 
 
بالا